تشییع پیکر آیت الله منتظری در قم
پیکر مرجع عالیقدر ،آیت الله العظمی منتظری با حضور جمع کثیری از مردم سراسر کشور وعلما و فقهای حوزه ی علمیه قم
صبح روز دوشنبه از منزل ایشان تا حرم مهر حضرت معصومه (س) تشییع شد .

پیکر مرجع عالیقدر ،آیت الله العظمی منتظری با حضور جمع کثیری از مردم سراسر کشور وعلما و فقهای حوزه ی علمیه قم
صبح روز دوشنبه از منزل ایشان تا حرم مهر حضرت معصومه (س) تشییع شد .


مدتی ست که احساس میکنم مرده ام
اما ، هنوز نفس می کشم
آری
عجیب است
ولی …
خودم هم نمی دانم
این کیست که به جای من بی جان
هر روزم را شب میکند و
هر لحظه به تباهی ام می کوشد؟
در خیابان های شهر پرسه میزند،
با آدمها گفتگو میکند ،
اخبار روز را میخواند،
قهوه می خورد،
سیگار میکشد،
حتی گاهی وقتها به من فکر میکند
و مدام روح مرا عذاب می دهد؟
نمی دانم این کیست که به جای من این همه هرزه گی میکند؟
احساس میکنم مرده ام
کی؟کجا؟
نمیدانم
اما …
دیگر آن گذشته ی زلال خود نیستم
آن قدیسه ی احمق دوست داشتنی
او که این روزها به جایم نفس میکشد
من نیستم
آخر چگونه میشود که مرده ای این همه زندگی کند؟
مگر مرده ها هم مرتکب گناه می شوند؟
ای خدای من!
خدایی که روزی عاشق شدی و
اراده کردی مرا خلق کنی
و از سر مستی عشق،
آواز” کن فیکون” سر دادی !
اینک بگو این پری زیبا که این روزها
به جای من نفس می کشد و
روح من را شکنجه میکند
آفریده ی توست یا ابلیس؟
ای خدا ی( اول و آخر)!
تو آنی عاشق شدی و مرا بود کردی
و شیطان، عمری عاشق بود و مرا نابود کرد
حالا دیگر چیزی از آن الهه ی پاک و نجیب باقی نمانده
هر چه هست
خاکستری ست به جا مانده ازجنون و عشق و هوس
ای آفریدگار هر چه بود!
به همه باد های عالم بگو، که به یکباره بوزند
و این ته مانده ی آتش را هم، به فنا ببرند
انگار دیگر راهی نمانده
میان عرش تو و قعر این مرداب .
احساس
می کنم
که
دور از تو
مرده ام.
روز عرفه ، روزی که امام حسین (ع) سرور انسانهای آزاده ،صحرای عرفات را قبل از عید قربان به قصد صحرای کربلا ترک کرد تا حج خود را تمام کند اما نه با ذبح گوسپندان بی گناه که با قربانی کردن خود و همه ی عزیزانش .
آیا به راستی برای قبول حج این همه سر می باید داد؟ چرا؟
آیا دهم ذیحجه عید قربان است یا دهم محرم ؟
بخشی از دعای امام حسین (ع) در روز عرفه:
… تو پاک و منزه از شرک و شریکی و هیچ خدایی جز تو نیست ای خدا؛
همانا تو دعای بندگان مضطر و پریشان را اجابت می کنی و هر رنج و دردی را بر طرف می گردانی و
غم دیدگان را فریاد رسی …
مراسم دعای عرفه در امام زاده صالح:


خسته ام
از وهم این حقیقت مگو ــ
از این همه غرق شدن در مرداب بی کران خیال.
نذر کرده ام ، به اولین غنچه ی نیلوفری که رسیدم
از خودم رها شوم
ودیگر به هیچ آفریده ای فکر نکنم
حتی به تو
و به آن خدای دروغین این سراب
که از وحشت پنجه های خون بار و چشم های آتشین اش
هزاران هزار سال خود را شکستم
من که خود از جنس پاک آتشم
از فریب این سیاه دروغین چنان سوخته ام
که به همه چیز و همه کس
حتی تو
وخودم
شک دارم
حالا آنقدر خسته ام
که دیگر حتی خیال رهایی از چنگ این بت خونخوار هم بی تابم می کند.
خسته ام
از تو
از خودم
از این خدای نا خدا.
فکر کردن در این دوزخ بی چراغ
آزارم می دهد؛
می خواهم تصویر توـ خودم ـ وهمه ی دنیا را
ازقاب خاکستری ذهنم پاک کنم ،
می خواهم شعله ور شوم
و تمام معبد پاییز را بسوزانم
شاید ـ
از بطن آتش درونم
ققنوسی تازه سر بر آورد
شاید !