شب تاریک
۳۱ فروردین ۱۳۸۹
۹ دیدگاه

شب
از کنار پنجره
آرام آرام
می گذرد
لیک ، دریغ از طلوع سپیده ای ،
حتی دروغین صبحی در آسمان خیال!
دیری ست که خورشید ما را ربوده اند و
این همیشه تاریکی
خسته و ناچار
به پاسبانی این دیار خفته نشسته است
ولی چه خوشبخت است پنجره
که هنوز خواب می بیند
فردایی روشن را…
دسته هادل نوشته




